معنی حرسم
6 بازدید
[ حِ سِ / حَ سَ ] (ع اِ) زهر. (منتهی الارب). سم. || مرگ. (منتهی الارب). موت. || گوشه. (منتهی الارب). زاویة.
کلمات همقافیه با «حرسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر