معنی حرستانی
5 بازدید
[ حَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به حرستا قریه ای به دروازهٔ دمشق. (معجم البلدان). و در هدیة العارفین نسبت بدان حرستی آمده است.[ حَ رَ ] (اِخ) حمادبن مالک بن بسطام بن درهم اشجعی حرستانی. از اوزاعی روایت دارد و ابوحاتم رازی از وی. در ۲۲۸ هـ . ق. درگذشت. (معجم البلدان).[ حَ رَ ] (اِخ) عبدالصمدبن محمد انصاری قاضی مدرس شافعی. در سن نودسالگی بدستور عادل بن ابی بکر به قضا نشست و در این مقام در ذیحجهٔ ۶۱۴ هـ . ق. درگذشت و در ۵۲۰ هـ . ق. متولد شده بود. وی از علی بن احمد غسانی و دیگران حدیث شنید. (معجم البلدان).[ حَ رَ ] (اِخ) محمدبن حسن بن فرقد. حنفی مذهب و شیبانی الولاء بود. اصل او از حرستا قریه ای به دمشق بود. پدرش به عراق آمد و محمد آنجا متولد شد و بر ابوحنیفه تلمذ کرد و جامع کبیر و جامع صغیر بنگاشت و به ری رفت و در ۱۸۹ هـ . ق. در قریهٔ برنبویه درگذشت و مولد او ۱۳۵ یا ۱۳۱ هـ . ق. بوده است. (ابن خلکان چ سنگی تهران ج ۲ ص ۲۷). و در ذریعه ج ۴ ص ۲۷۸ و تأسیس الشیعة لعلوم الاسلام ص ۳۳۵ تفسیری به وی نسبت داده شده است، در صورتی که آن تفسیر در سدهٔ هفتم تألیف شده و از این مرد نیست. رجوع به شیبانی شود.
کلمات همقافیه با «حرستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر