معنی حج گزار
5 بازدید
[ حَ گُ ] (نف مرکب) حاج. آنکه زیارت کعبه با شرائط وارده در شرع کند: گر بشنود کسی که تو پهلوی کعبه ای حج ناگزارده شود از کعبه باز پس.سعدی.
کلمات همقافیه با «حج گزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر