معنی حج گزاردن
5 بازدید
[ حَ گُ دَ ] (مص مرکب) موافاة. (منتهی الارب). اجرای اعمال حج.
کلمات همقافیه با «حج گزاردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر