معنی حج کننده
5 بازدید
[ حَ کُ نَ دَ / دِ ] (نف مرکب) حاج. گزارندهٔ حج : اول میقاتی که حج کننده از این راه احرام گیرد این دیه است. (تاریخ قم ص ۲۳۲).
کلمات همقافیه با «حج کننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر