معنی حجیآباد
6 بازدید
[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زاوه از بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه. جلگه و معتدل و دارای ۴۵۰ تن سکنه است. شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور در نه هزارگزی جنوب باختری نیشابور. جلگه و معتدل است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت، مالداری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه، شهرستان نیشابور در ۱۸ هزارگزی شمال فدیشه، جلگه و معتدل است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور در ۲۱ هزارگزی شمال فدیشه. جلگه و معتدل است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «حجیآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر