معنی حجیء
6 بازدید
[ حَ ] (ع ص) سزاوار. خلیق. (منتهی الارب) لایق. حجیّ. (ناظم الاطباء). شایسته. جدیر. حری. قمین. درخور. || پناه گیرنده. (منتهی الارب). ملتجی.
کلمات همقافیه با «حجیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر