معنی حبهٔ خضرا
6 بازدید
[ حَ بْ بَ یِ خَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بنگ. چاتلانقوش. گیاه بنگ. (شرفنامهٔ منیری). حبةالخضراء. کسبور. رجوع به حبةالخضراء و بنگ شود: زان حبهٔ خضرا خور کز روی سبک روحی هر کو بخورد یک جو بر سیخ زند سیمرغ. (منسوب به حافظ).
کلمات همقافیه با «حبهٔ خضرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر