معنی حبه
6 بازدید
[ حَ بْ بَ ] (ع اِ) در تداول فارسی هر یک از کبسولهای انگور که به خوشه متصل است و آن را خورند، و آن را وَسگله و غژب و غژم و غجمة نیز خوانند، و عوام گله گویند: یک گِله؛ یک دانه . حبه کردن؛ دان کردن. جدا کردن انگور و مانند آن را از یکدیگر. حب کردن .
کلمات همقافیه با «حبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر