معنی حامله شدن
9 بازدید
[ مِ لَ / لِ شُ دَ ] (مص مرکب) بار برداشتن. بار گرفتن. آبستن شدن : یارب چه نطفه بود نمیدانم کز وی زمانه حاملهٔ غم شد.خاقانی. || کنایه از رشوه گرفتن.
کلمات همقافیه با «حامله شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر