معنی حامله گردیدن
6 بازدید
[ مِ لَ / لِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) حامله شدن : شاخه ها دختر دوشیزهٔ باغند هنوز باش تا حامله گردند به الوان ثمار.سعدی.
کلمات همقافیه با «حامله گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر