معنی حامدی قمی
6 بازدید
[ مِ یِ قُ ] (اِخ) از ناظمان زمان شاه طهماسب ماضی است و بجواهر مضامین شریفه و لآلی کلمات لطیفه طبعش در فیاضی: بقتل داد مرا وعده یار و من مُرْدَم ز بیم آنکه مبادا شود فراموشش. ز دل رشک آیدم گر بگذرد در دل خیال تو چسان بینم که افتد چشم غیری بر جمال تو؟ (صبح گلشن ص ۱۱۸).
کلمات همقافیه با «حامدی قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر