معنی جوعالبقر
9 بازدید
[ عُلْ بَ قَ ] (ع اِ مرکب) جوع بقری. آنست که شکم سیر ولی اعضاء گرسنه باشد. (آنندراج) (کشاف اصطلاحات الفنون): و فرق میان جوع بقری و جوع کلبی آنست که در جوع کلبی اعضاء سیر و معده گرسنه است و در بقری عکس آن. (بحر الجواهر). جوع البقری. بولیموس. (قانون ابوعلی سینا چ طهران ص ۱۶۳) (بحر الجواهر): تشنه محتاج مطر شد ابر نی نفس را جوع البقر بد صبر نی.مولوی. اندرافتادند در لوت آن نفر قحط دیده مرده از جوع البقر.مولوی.
کلمات همقافیه با «جوعالبقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر