معنی جوشی
6 بازدید
(ص نسبی) منسوب به جوش. || آنکه عادت به نمودن اضطراب دارد. عصبانی. تندمزاج. آنکه زود خشم آرد. که بسیار اضطراب و بی تابی نماید.
کلمات همقافیه با «جوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر