معنی جوشنی
5 بازدید
[ جَ شَ ] (ع ص) عظیم الجنین و البطن. (ذیل اقرب الموارد).[ جَ / جُو شَ ] (ص نسبی) منسوب به جوشن. جوشن گر. (مهذب الاسماء). رجوع به جوشن شود.[ جَ شَ ] (اِخ) سمعانی گوید: به گمان من بطنی از غطفان است. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «جوشنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر