معنی جوشاک
6 بازدید
(اِمص) بمعنی جوشیدن باشد. (برهان) (آنندراج). از: جوش +-ـاک (پسوند)، مانند پوشاک، خوراک. (از حاشیهٔ برهان چ معین). جوشش : چون قرابه دیده از خمخانه جوشاک شراب شیشه خانه بین که بهر او چه سان آراسته. امیرخسرو. رجوع به جوشیدن و جوشش شود.
کلمات همقافیه با «جوشاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر