معنی جهانگشایی
5 بازدید
[ جَ گُ ] (حامص مرکب) عمل و شغل جهانگشا. مسخر کردن جهان. جهانگیری : ای در نظر تو جانفزایی در سکهٔ تو جهانگشایی.نظامی.
کلمات همقافیه با «جهانگشایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر