معنی جهانگشای
5 بازدید
[ جَ گُ ] (نف مرکب) گشاینده و تسخیرکنندهٔ جهان : حکم تو دیوبند و جهانت جهانگشای اقبال بر در تو در آسمانگشای.خاقانی. شاه جهانگشای را از شب و روز آن جهان باد هزار سال عمر اینْت دعای راستین. خاقانی.
کلمات همقافیه با «جهانگشای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر