معنی جنیبة
5 بازدید
[ جَ بَ ] (ع اِ) چهارپای فرمانبردار. (از اقرب الموارد). || صوف شتر شش ساله. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). پشم شتر شش ساله. (ناظم الاطباء). || ناقه ای که بدراهم بکسی دهند تا بر آن غله آرد. || جنیبتا البعیر؛ باری که بر دو پهلوی شتر باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جنیبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر