معنی جنگگر
7 بازدید
[ جَ گَ ] (ص مرکب) جنگجو. دلاور. جنگی: چاچ ناحیتی است بزرگ و آبادان و مردمانی غازی پیشه و جنگ گر. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «جنگگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر