معنی جنگگاه
6 بازدید
[ جَ ] (اِ مرکب) میدان جنگ. عرصه. معرکه. معترک. جنگاه. (ناظم الاطباء): پیغمبر از جای خود [ مدینه ] تا جنگ گاه [ ذی قار ] بدید. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی). و دیگر روز بر مدار قلعه بر سبیل نظاره و مطالعهٔ جنگ گاهها طواف میکرد. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «جنگگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر