معنی جنگل
7 بازدید
[ جَ گَ ] (اِ) زمین وسیعی پر از درختهای انبوه. جای پر درخت و بیشه و وسعت زیادی از زمین مشجر. (ناظم الاطباء). اجتماع درختهای زیاد در یک محل بطوری که بپوشانند زمین را و زمینی که پوشیده شده باشد از درخت و نی و علف. (ناظم الاطباء). در جنگل معمولاً درختان کوچک و بزرگ و تنومند بطور نامنظم و همچنین علفهای خودرو فراوانند. (فرهنگ فارسی معین): زاهد چه کنده ای ته دوزخ که مانده خشک چوبی ز جنگل طبرستان آتش است. زکی ندیم (از آنندراج). - جنگل مصنوعی؛ جنگلی که درختانش را اشخاص بمنظور خاصی کاشته باشند. (فرهنگ فارسی معین). جنگلهای ایران را میتوان بدو قسمت تقسیم کرد: ۱ -جنگلهای انبوه دست نخورده. ۲ - جنگلهایی که در معرض دستبرد اهالی مجاور و ایلات و گله داران قرار دارد و کم کم از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. قسمت اول در سواحل جنوبی بحر خزر قرار دارد و در کوههای لرستان نیز جنگلهای انبوه نیز یافت میشود. قسمت دوم در خراسان و کردستان و کرمانشاهان و لرستان و اردستان و اصفهان و پارس و کوههای بختیاری و کرمان و آذربایجان قرار دارد. انواع درختها از قبیل اِسْبِر، توسه، امرود، پَلَت، توکوکو، کوچی، ارنا، آلو، سیب، انجیر در جنگلهای ایران یافت میشود. (جغرافیای اقتصادی کیهان ص ۷ ببعد). - جنگل مولی ََ؛ جایی پرهیاهو و بی نظم و ترتیب: دنیا جنگل مولاست.[ جَ گَ ] (اِخ) از مزارع کوهستان بلوک زرند کرمان. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۷۲).[ جَ گَ ] (اِخ) قصبه ای جزء دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه، دارای ۲۵۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «جنگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر