معنی جنبجة
6 بازدید
[ جُمْ بُ جَ ] (ع اِ) یکی جنبج. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). رجوع به جنبج شود.
کلمات همقافیه با «جنبجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر