معنی جنبج
5 بازدید
[ جُمْ بُ ] (ع ص) سطبر. || دراز. || بلند از هر چیزی. (منتهی الارب) (ذیل اقرب الموارد). || شپش بزرگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جنبج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بج» برای سرودن شعر