معنی جعیله
5 بازدید
[ جَ لَ ] (ع اِ) مزد. (منتهی الارب). پای مزد. (مهذب الاسماء). مزدی که انسان برای کردن کاری میگیرد. (اقرب الموارد). مزدی که به عامل کاری دهند. (ناظم الاطباء). جُعل. جِعال. جُعالَة. || آنچه به مرد مجاهد دهند برای شرکت او در جهاد و گذران وی. (اقرب الموارد). ج، جعائل. رجوع به جعل و جعال و جعاله شود.
کلمات همقافیه با «جعیله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر