معنی جعیل
4 بازدید
[ جُ عَ ] (اِخ) ابن سراقة الغفاری یا ضمری صحابی است. صاحب الامتاع الاسماع در بارهٔ او نویسد: جعیل بن سراقه مرد صالحی بود اما اسمش مذموم و ناشایست بود. وی در حفر خندق شرکت داشت. روزی رسول اللََّه صلی الله علیه و آله و سلم از نام او متغیر شد و او را عمرو نام نهاد و مسلمین در بارهٔ او میگفتند: سماه من بعد جعیل عمرواً و کان للبائس یوماً ظهراً. (از امتاع الاسماع ص ۲۲۲). و نیز رجوع به ص ۲۱۰ و ۳۱۶ و ۳۶۶ و ۴۲۵ همین کتاب شود.[ جُ عَ ] (اِخ) ابن علقمة الثعلبی از معاصران عبدالملک بن مروان بوده است. رجوع به عقد الفرید ج ۱ ص ۱۰۵ شود.[ جُ عَ ] (اِخ) کعب بن جعیل بن قمیربن عجرة التغلبی (متوفی در حدود ۵۵ هـ . ق.) در روزگار خود شاعر تغلب بود و از شاعران مخضرم بود که جاهلیت و اسلام هر دو را درک کرد. وی هر گاه به میان قومی درمی آمد او را گرامی میداشتند و طاق نصرت برای او میزدند. اخطل همزمان وی بود و او را هجو گفت. همچنین وی همزمان با معاویه بود و در جنگ صفین حضور داشت و مرزبانی گوید که او شاعر معاویةبن ابی سفیان و از مردم شام بود. (سمط العلی ص ۵۸۴ و خزانة البغدادی ۱:۴۵۸ از الاعلام زرکلی ج ۶).
کلمات همقافیه با «جعیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر