معنی جعیفران
5 بازدید
[ جُ عَ فَ ] (اِخ) ابن علی بن اصفربن السری بن عبدالرحمان الانباری ملقب به موسوس. زادگاهش بغداد و مسکنش سامرا بود. وی به سبب محروم ماندن از میراث پدر که بر اثر مراودهٔ او با یکی از کنیزان پدرش صورت گرفته بود، دچار پریشان حالی و خبط دماغ شد و چون پریشانی فکر او فزونی مییافت شعر نیکو میگفت. (فوات الوفیات ج ۱ ص ۱۰۶). و نیز رجوع به عقدالفرید ج ۷ ص ۱۸۴ و ۱۸۵ و ۱۹۱ و البیان و التبیین ج ۱ ص ۲۹۵ و ج ۲ ص ۱۷۸ و ۱۷۹ و ۱۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «جعیفران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر