معنی واژه جعرانه
5 بازدید
[ جِ نَ / جِ عِ رْ را نَ ] (اِخ) آبی است میان مکه و طائف به مکه نزدیکتر، که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هنگام بازگشت از غزوه های حنین و احرم، غنیمتهای هوازن را بدانجا تقسیم کرد و هم آنجا مسجدی بساخت و در آن مکان چاههایی نزدیک به هم هست. (معجم البلدان). ناصرخسرو در سفرنامه آرد: به چهار فرسنگی مکه از جانب شمال جایی است آنرا جعرانه گویند. مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم آنجا بوده است با لشکری، شانزدهم ذی القعده از آنجا احرام گرفته است و به مکه آمده و عمره کرده و آنجا دو چاهست: یکی را بئرالرسول گویند و یکی را بئرعلی بن ابی طالب صلوة اللََّه علیهما. و هر دو چاه را آب تمام خوش باشد و میان هر دو چاه ده گز باشد و آن سنت بر جا دارند و بدان موسم آن عمره بکنند و نزدیک آن چاه کوه پاره یی است که بدان موضع گوها در سنگ افتاده است همچو کاسه ها، گویند پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بدست خود در آن گوها آرد سرشته است. خلق که آنجا روند در آن گوها آرد سرشند با آب آن چاهها و همانجا درختان بسیار است، هیزم بکنند و نان پزند و تبرک را به ولایتها برند و همانجا کوه پاره یی بلند است که گویند بلال حبشی بر آنجا بانگ نماز گفته است مردم بر آنجا روند و بانگ نماز گویند و در آن وقت که من آنجا رفتم غلبه یی بود که زیادت از هزار شتر عماری در آنجا بود، تا به دیگر چه رسد... (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ تهران ۱۳۳۵ ص ۱۰۱).