معنی واژه جعران
3 بازدید
[ جَ / جُ / جِ ] (ع اِ) جعر. (منتهی الارب). سرگین هر درندهٔ چنگال داری است. (معجم البلدان). پیخال مرغ شکاری. (منتهی الارب). - ابوجعران؛ سرگین گردان. رجوع به ابوجعران شود. - ام جعران؛ مرغ مردارخوار. رجوع به ام جعران شود.[ جَ ] (اِخ) نام جائی است. (معجم البلدان).