معنی جعرة
7 بازدید
[ جُ رَ ] (ع اِ) نشانی که بر کمر مرد آبکش ماند از رسنی که بر کمر بندد و به چاه فرورود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || نشان پیخال خشک. || جو بزرگ دانهٔ سپید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جعرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر