معنی جزجز

معنی جزجز

6 بازدید
[ جِ جِ ] (اِ صوت) صدای دیگ هنگام گوشت و دنبه و یا جز آن بریان کردن. (ناظم الاطباء). آواز دیگ بهنگام بریان کردن گوشت. (شرفنامهٔ منیری). بانگ سرخ شدن گوشت در روغن. آواز سوختن طعام در ته دیگ. آواز روغن گاه جوشیدن، یا سوختن. اسم صوت سوختن گوشت و جز آن در آتش یا در دیگ و غیره. بیشتر بانگ برشته شدن گوشت در روغن داغ. (یادداشت مؤلف). جِزْجَز. (ناظم الاطباء).
[ جِ زْ زِ جِ زز ] (اِ صوت) در تداول عامه، آواز روغن گاه جوشیدن یا سوختن. (یادداشت مؤلف).
[ جِ جَ ] (اِ صوت) در تداول عامه، صدای دیگ هنگام گوشت و دنبه و یا جز آن بریان کردن. (ناظم الاطباء). رجوع به جِزْجِز شود.
[ جُ جُ ] (اِخ) بنا به گفتهٔ نصر نام کوهی است. (از معجم البلدان).
[ جُ جُ ] (اِخ) بنا به گفتهٔ نصر نام کوهی است. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «جزجز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید