معنی جزجز کردن
5 بازدید
[ جِ جِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، آواز دیگ برآمدن هنگام سوختن یا بریان کردن گوشت یا دنبه در آن. (از یادداشت مؤلف). برآمدنِ صدای تف دادن یا بریان کردن گوشت یا پیازداغ.
کلمات همقافیه با «جزجز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر