معنی جروس
6 بازدید
[ جُ وَ ] (اِخ) نام یکی از شهرهای غور که میان هرات و غزنه قرار داشته است. و آن را یکی از مردم آن دیار بمن (یاقوت) خبر داد. (از معجم البلدان). شهری است میان غزنه و هرات. (از منتهی الارب): و زین ناحیت تا جروس که ورمیش بت آنجای نشستی ده فرسنگ بود. (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۱۱). رجوع بمرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۳ شود.[ جَ ] (اِخ) آبهایی است بنجد مر بنی عقیل را. (از معجم البلدان) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر