معنی جروق

معنی جروق

6 بازدید
[ ] (اِخ) از قرای گرمسیر کازرون فارس که بمسافت هجده فرسخ در سمت مغرب شیراز واقع است. حاصل آن غله و برنج و تنباکو است و آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۳): و والد محرر این فقرات میرزامحمد علی کوهمره ای را که در آن اوقات بکلانتری محال کوهمره و جروق که از جمله محال تصرفی اجداد ... (از مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۸۹).
[ جَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای سه گانه از بخش کوهمرهٔ نودان از شهرستان کازرون و حدود و مشخصات آن بقرار زیر است: از شمال کتل پیرزن و ارتفاعات کوهمره سرخی از خاور ارتفاعات اخیر از باختر دریاچه و دهستان فامور از جنوب دهستان جره میباشد این دهستان در جنوب خاوری بخش واقع شده و موقع آن کوهستانی و هوای آن در قسمتهای جنوبی گرم و در نقاط شمالی معتدل است و در تابستان قسمتی از اهالی به نقاط شمالی (که در آنجا باغهای انگور و انجیر دیمی دارند) تغییر محل میدهند. آب مشروب و آب زراعتی دهستان از چشمه سارها تأمین میگردد. محصولات آنجا عبارتند از، غلات، برنج، حبوب و میوه و شغل اهالی زراعت و باغبانی و صنعت دستی قالی و گلیم بافی است و زبان آنان فارسی با لهجهٔ لری و مذهب شیعهٔ دوازده امامی است. این ده از دو آبادی بنام سرطاوه و کوشکی تشکیل می یابد و در حدود دوهزار و دویست تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).

کلمات هم‌قافیه با «جروق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید