معنی جرهام
6 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) شیر که اسد است. (از منتهی الارب) (آنندراج). شیربیشه. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). شیر. (قاموس از ذیل اقرب الموارد). و صاحب لسان گوید: جرهام از صفات شیر است. (از ذیل اقرب الموارد). || آنکه در کار خود کوشا و نیکوگزار باشد. (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). || مرد دلیر و با کوشش در حرب و جز آن. (آنندراج). - رجل جرهام؛ مرد دلیر و با کوشش در حرف و جز آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). مُجَرهَم. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جرهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر