معنی جره‌باز

معنی جره‌باز

6 بازدید
[ جُ رْ رَ / رِ ] (اِ مرکب) باز سپید نر و چست و چالاک و جلد و تیز و تند. (ناظم الاطباء). باز سپید و آن را شاهباز نیز گویند و تعریبش زرق بضم و تشدید خوانند. (شرفنامهٔ منیری): حالی جره باز صولت پادشاه آن بوم اشکال شوم افعال را مرغ وار در قفس حبس محاصر پربریده و بال شکسته میدارد. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۳۷). فرّ امنش طوطی از خزران برآورده چنانک جر امرش جره باز از مولتان انگیخته. خاقانی. چنگ همچون جره باز ازرق و کبکان بزم دل بران ازرق وش بلبل فغان افشانده اند . خاقانی. درآمد شه از قول آن نوشناز بدان جرهٔکبک چون جره باز.نظامی. شکسته دل آمد بمیدان فراز ولی کبک بشکست با جره باز.نظامی. کسی چون بدست آورد جره باز فروبرده چون موش دندان آز.سعدی. بر اوج فلک چون پرد جره باز که بر شهپرش بسته ای سنگ آز.سعدی. بقید اندرم جره بازی که بود دمادم سر رشته خواهد ربود.سعدی. از پر جره باز نازک تو دشمنت را عقاب میخواهم. نورالدین ظهوری. رجوع به جره شود.

کلمات هم‌قافیه با «جره‌باز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «از» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید