معنی جرهاس
5 بازدید
[ جِ ] (ع ص، اِ) شیر سطبر و قوی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ستبر و سخت. (از متن اللغة). || تناور. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تنومند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جرهاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر