معنی جراحت گزین
4 بازدید
[ جِ حَ گُ ] (نف مرکب) آنکه جراحت برگزیند. کسی که جراحت دار شدن را ترجیح دهد. جراحت دوست : جراحت گزین را به مرهم چکار. طالب آملی (از آنندراج). || عاشقی که از تیر مژگان چشم معشوق، ریش ریش و مجروح باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «جراحت گزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر