معنی جراحت نهادن
5 بازدید
[ جِ حَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) زخم نهادن. (آنندراج). مجروح ساختن. زخم دار کردن : چه راحتها بود آن دم که آید در برم دلبر اگر چه یارم از غمزه جراحتها نهد بر دل. بدرچاچی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جراحت نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر