معنی جدل خاستن
7 بازدید
[ جَ دَ تَ ] (مص مرکب) خصومت و دشمنی بپاشدن : هر دو را خاست جدل از سبب هستی فضل در میان رفت فراوان سخن از مدحت و ذم. اسدی طوسی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جدل خاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر