معنی جدل داشتن
5 بازدید
[ جَ دَ تَ ] (مص مرکب) خصومت و دشمنی داشتن. (از آنندراج) (بهار عجم) (ارمغان آصفی): نیست صائب ملک تنگ عافیت جای دو شاه زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها. صائب (از آنندراج). دلم بلاله و گل بی رخت جدل دارد بهار داغم از این عیش بی محل دارد. جلال اسیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جدل داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر