معنی جدا افکندن
5 بازدید
[ جُ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) دور کردن. جدایی انداختن. جدا فکندن. و رجوع به جدا فکندن شود.
کلمات همقافیه با «جدا افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر