معنی جداجداکردن
6 بازدید
[ جُ جُ کَ دَ ] (مص مرکب) از هم دور ساختن. سوا کردن. تَفریض. (از منتهی الارب). تفصیل. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «جداجداکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر