معنی جبهخانه
6 بازدید
[ جُ بْ بَ / بِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) اسلحه خانه. قورخانه. مخزن لشکر. (ناظم الاطباء). در فارسی به معنی جای اسلحه و ابزار جنگ از جبهٔ عربی به معنی زره و سنان مأخوذ است. زرادخانه. قورخانه. و عامه آن را جباخانه گویند (شکستهٔ جیبه خانه). جیبه خانه. آنجا که کیش سازند و توسعاً آنجا که هر نوع اسلحه کنند: بر سر آن کوه که نزدیک است بدیه سرفت قلعه ای بنا نهاد و جبه خانه گردانید و آثار آن الی یومنا هذا باقی است. (تاریخ قم ص ۶۱). و رجوع به جباخانه شود.
کلمات همقافیه با «جبهخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر