معنی جباربردی
6 بازدید
[ جَ بْ با ؟ ] (اِخ) ابن توقتمص خان. سی ودومین فرمانروای دشت قبچاق است. اینان سی ونه تن از اولاد جوجی خان بودند که بترتیب تا سال نهصد و بیست و نه هجری بر آن سرزمین سلطنت میکردند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ صص ۷۵ -۷۶). بنقل معجم الانساب وی در ۸۱۸ هـ .ق . به حکومت رسید. (معجم الانساب ج ۲ ص ۳۶۶). در تاریخ طبقات سلاطین اسلام نام وی جبر بردی ضبط شده و حکومت وی را در حدود ۸۱۸ هـ . ق. نوشته است. (تاریخ طبقات سلاطین اسلام مقابل ص ۲۰۶).
کلمات همقافیه با «جباربردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر