معنی جباربردی

معنی جباربردی

6 بازدید
[ جَ بْ با ؟ ] (اِخ) ابن توقتمص خان. سی ودومین فرمانروای دشت قبچاق است. اینان سی ونه تن از اولاد جوجی خان بودند که بترتیب تا سال نهصد و بیست و نه هجری بر آن سرزمین سلطنت میکردند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ صص ۷۵ -۷۶). بنقل معجم الانساب وی در ۸۱۸ هـ .ق . به حکومت رسید. (معجم الانساب ج ۲ ص ۳۶۶). در تاریخ طبقات سلاطین اسلام نام وی جبر بردی ضبط شده و حکومت وی را در حدود ۸۱۸ هـ . ق. نوشته است. (تاریخ طبقات سلاطین اسلام مقابل ص ۲۰۶).

کلمات هم‌قافیه با «جباربردی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید