معنی جبارة

معنی جبارة

5 بازدید
[ جِ رَ ] (ع اِ) پاره چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. ج، جبائر. (منتهی الارب) (آنندراج). چوب که بر شکستگی بندند. دست و برنجن. ج، جبارات. (مهذب الاسماء). || (مص) نیکو کردن حال فقیر. توانگر گردانیدن فقیر. (منتهی الارب).
[ جَ بْ با رَ ] (ع ص، اِ) خرمابن دراز که دست بدان نرسد. (مهذب الاسماء). رجوع به جَبّار شود. || ناقة جبارة؛ ناقهٔ بزرگ. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب).
[ جَ بْ با رَ ] (اِخ) ابن زرارة بلوی. ابن یونس او را از صحابهٔ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آورده و در فتح مصر نیز حضور داشته است ولی روایتی از او نقل نشده است. (از الاصابه فی تمییزالصحابه).
[ جَ بْ با رَ ] (اِخ) ابن مفلس. از رجال حدیث است و ابراهیم بن احمدبن مروان از او روایت کند.

کلمات هم‌قافیه با «جبارة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید