معنی جبارآباد

معنی جبارآباد

5 بازدید
[ جَ بْ با ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در ۶ الی ۷ هزارگزی خاور مرزبانی در کنار راه مالرو بولان واقع شده و محلی است سردسیر و ۸۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ محلی و چشمه سار تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوبات، تریاک، توتون، صیفی، لبنیات، میوه جات و قلمستان است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان بافت قالیچه، گلیم و جاجیم است. راه مالرو دارد و در فصل خشکی از طریق کولان میان رود اتومبیل میتوان برد. در دو محل بفاصلهٔ دو هزارگزی واقع شده و به علیا و سفلی مشهور و سکنهٔ علیا ۵۱۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ جَ بْ با ] (اِخ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاه. و در ۲۴ هزارگزی شمال باختری صحنه یک هزارگزی خاور شوسهٔ کرمانشاه سنقر واقع شده و محلی کوهستانی و سردسیر است، ۱۲۵ تن سکنه دارد و آب آنجا از چشمه و رودخانهٔ احمدآباد تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات، قلمستان، توتون و چغندر است و شغل اهالی زراعت است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «جبارآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید