معنی جای داشتن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) شایسته بودن. سزاوار بودن : دم شمشیر تو اعجاز مسیحا دارد خضر گر کشتهٔ تیغ تو شود جا دارد. (ارمغان آصفی). || ظرفیت داشتن. وسعت داشتن. گنجایش داشتن.
کلمات همقافیه با «جای داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر