معنی جای دادن
4 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) تمکین. (زوزنی). || بنشانیدن. قرار دادن : چو این آفرین کرد رستم بپای شهنشه بدادش بر خویش جای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «جای دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر