معنی جای در دیده دادن
8 بازدید
[ دَ دی دَ / دِ دَ ] (مص مرکب) کمال تعظیم و توقیر کردن. (از بهار عجم). عشق بسیار به آنکس داشتن. (ناظم الاطباء). نهایت مرغوب و پسندیده داشتن : در دیده جا بمردم هموار میدهند چون رشته صاف شد نگه (؟) چشم سوزنست. ناصر علی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «جای در دیده دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر